تبليغاتX
کوئست‌نت نیوز QuestNet News

کوئست‌نت نیوز QuestNet News

همه چیز درباره کوئست‌نت All About QuestNet

"سلام

تیم ملی برزیل اردوی تدارکاتی خود برای بازیهای 2006 را در روستای Weggis در نزدیکی زوریخ در سوئیس بر پا کرده. همانطور که همه میدونید امسال Questnet یکی از حامیهای تیم ملی برزیل میباشد و به این مناسبت مدیران شرکت برنامه ای را برای دیدن بازیهای تدارکاتی و همچنین تمرینهای تیم برزیل تدارک دیدند.

روز 30 May تیم برزیل در شهر باسل اولین بازی تدارکاتی خود را انجام داد و در انتها آقای وی جی جایزه بهترین بازیکن را به رونالدینیو اهداء کرد. روز بعد به تماشای تمرین تیم برزیل رفتیم و بعد از آن به همراه مدیران شرکت برای صرف شام به پارک هتل، محل اقامت تیم ملی برزیل رفتیم. در رستوران زیبای کنار ساحل هتل، هنگام صرف شام با کافو کاپیتان تیم ملی برزیل ملاقات کردیم. و ابتدا ریچارد مدیران شرکت را معرفی کرد و سپس کمی راجع به شرک توضیحاتی داد و سپس هدایای شرکت Questnet را به کافو هدیه کرد و در آخر هم کافو با همه عکس گرفت و از ما جدا شد.

اما نکته جالب توجه و مهم این بود که چند نفر از لیدر های مالزی و سنگاپور در کل مدت برنامه همراه مدیران بودند و از هر فرصت و لحظه ای برای مطرح کردن مشکلات و کمک گرفتن برای مجموعشون استفاده میکردند. "

 

منبع: گروه مهراب در ياهو

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/13ساعت 8:32  توسط کوئست‌نت نیوز مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

"سلام به همه دوستان

 

همانطور که میدونید من به همراه 3 نفر دیگه از دوستان برای in service کنفرانس مالزی 5 روز زودتر، وارد محل برگزاری کنفرانس شدیم و از ساعت 9 صبح اولین جلسه ما که حدود 120 نفر بودیم تشکیل شد. بیشتر زمان ما در این 5 روز صرف ایجاد ارتباط و هماهنگی با بقیه اعضا گروه که از کشورهای مالزی، سنگاپور، تایوان، امارات، سوریه، سودان، مالزی و ... بودند شد. جالبه بدونید علاوه بر اینکه که خیلی از لیدرهای کشورهای دیگه به عنوان in service حضور داشتند، اغلب جمعیت تیم، نتورکر هایی بودند که تازه با این کار آشنا شده بودند.

برنامه ما این بود که برای یک هفته کار و سرویس رسانی بدون وقفه آماده بشیم و به همین دلیل برنامه کار رو طوری چیدیم که بتویم در طول چند روز کنفرانس تا آونجا که میتونیم خوش بگذرونیم و از کارمون لذت ببریم. خوشبختانه تمام افراد گروه با روال ایجاد تعهد کاری برای خودشون آشنا بودند و با اطلاع از اینکه قرار است در طی 10 روز آینده فقط شبی 1 یا 2 ساعت بخوابیم کار رو شروع کردیم.

من اونجا نمونه کوچیکی از کار تیمی رو تجربه کردم. با این وجود که حتی زبون هم را خیلی خوب نمیفهمیدیم ما انگلیسی رو به لهجه فارسی حرف میزنیم، مالزیاییها  انگلیسی رو به لهجه مالزیایی حرف میزنن، هندی ها انگلیسی رو به لهجه هندی حرف میزنن و ... اما هر کسی سر تعهد خودش بود و لازم نبود کسی، ما زو چک کنه. هر کسی به هر دلیلی میخواست حتی برای چند دقیقه از پست خودش فاصله بگیره فقط به بقیه رفت و آمدش رو اطلا میداد و بقیه خود به خود جای خالی اون رو پر میکردند. خوبی اون تیم این بود که همه میدونستیم چرا اونجا هستیم و همه به انتخاب خودمون اومده بودیم پس لازم نبود کسی به ما انرژی بده یا دائم برای انجام کارها هولمون بده یا بخواد دائم تعهداتمونو یادآوری کنه یا هدف از حضورمون رو برامون تکرار کنه.

البته با وجود اینکه اگر تیم ما برنامه ریزی دقیقی داشت هر کسی میتونست حد اقل تا روزی 8 ساعت استراحت کنه یا به کارای خودش برسه یا با مجموعش باشه یا از کنفراس استفاده کنه به نظر من موضوع مهم اینه تلاش گروه همیشه نقصان ها رو میپوشاند و الآن هیچ کدوم از اعضا اون تیم فکر این نیستند که به جای روزی 8 ساعت روزی 2 ساعت استراحت کردند بلکه به این فکرند که در طی زمانی که تعیین شده بود به هدفشون رسیدند.

 و مهمتر از اون تجربه ای که ما اونجا داشتیم این بود که میشه برای حداقل 10 روز، روزی 2 ساعت خوابید و تمام مدت برای تعهد و هدف تلاش کرد. یعنی کسانی که تجربه in service بودن رو کسب میکنند حد اقل یک بار تجربه درخدمت تعهد و هدف بودن را خواهند داشت و علاوه بر اینکه میتونن اون تجربه رو تو زندگیشون استفاده کنن، میتونن به دیگران هم برای کسب چنین تجربه ای برای رسیدن به هدفاشون کمک کنند.

اما مسئله جالب دیگری هم وجود داشت. شب اول VJ به همراه بعضی از مدیران شرکت برای دیدار با تیم in service به ما پیوست و مسئله بسیار مهم اینه که تغریبا VJ همه 120 نفر رو البته به غیر از 3 تا ایرانی دیگه، به اسم میشناخت و از وضعیت مجموعه هاشون تغریبا خبر داشت. من اون شب تازه فهمیدم که مشکل کار ما ایرانی ها کجاست. مشکل اصلی اینه که با وجود اینکه حدودد دو سوم نتورک QI ایرانی است اما مدیران شرکت فقط دو سه نفر از ایرانیها رو میشناسند و از روال کار در ایران خبر ندارند و برای همین بعضی از مشکلات تو ایران وجود داره که در کشورهای دیگه وجود نداره. من از اون شب خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ریشه اغلب مشکلات حتی مسئله قانونی بودن کار، محصول مخصوص ایران، ضرب سمبلهای ایرانی، ارسال محصولات به داخل ایران که الآن توسط لیدر ها به خوبی انجام میشه و ... همه و همه به دلیل وجود نداشتن یک ارتباط مستحکم بین ایرانیها و شرکت QI است. بنابراین تصمیم گرفتم در تمام برنامه های QI شرکت کنم تا بتونم هر بار این ارتباط رو کمی قوی تر کنم و به همه شما قول میدم روزی که VJ 100 نفر از لیدرهای فعال ایرانی رو بشناسه اون روز نتورک ایران و قدرت نتورکرهای ایرانی رو هم متوجه میشه و اون موقع اغلب مسائل و مشکلات ما حل خواهد شد و به همه لیدرهای ایرانی پیشنهاد میکنم نه برای یادگیری و کسب اطلاعات جدید بلکه فقط برای برقراری این ارتباط در تمامی برنامه های QI شرکت کنند،

 

دوستان میتونند با ایمل زدن به آدرس زیر در گروه من عضو بشوند:

ourbignetworkfamily-subscribe@yahoogroups.com

 

http://finance.groups.yahoo.com/group/ourbignetworkfamily

 

مهراب"

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 7:42  توسط کوئست‌نت نیوز مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

موضوع:  برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم                     

تاریخ:   دوشنبه  21/01/1385                                                                  The day of the Moon

بسياری از افراد که با مکتب موفقيت آشنا می شوند و شيوه زندگی هدفمند را می آموزند، در ابتدای راه، اهداف بسيار بلند پروازانه ای را برای خود بر می گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند که در مدت زمان کوتاهی به آرزوهای بزرگشان دست پيدا کنند.

آنها آن چنان در رويـاهـای خـود سـاخـتـه شـان غـرق می شوند که اندک اندک فراموش می کنند کـه

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذارند.

ايراد اين نوع تفکر که " تفکر بر مبنای آرزوها" ناميده می شود اين است که زمان و راهی که بايد برای رسيدن به آرزوها طی شود اغلب کمتر از آنچه هست ديده می شود و در نتيجه شخص وقتی در طی مدت کوتاهی به نتيجه مطلوب ذهنی خود نمی رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيری اهدافش منصرف می شود. حال آنکه

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.

می گويند روزی کرايسلر که نوازنده مشهور پيانو است قطعه ای را آن چنان لطيف و با ظرافت نواخت که تمام جمعيت حاضر در کنسرت غرق در شور و شعف شدند، در پايان کنسرت خانمی که به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگی وی قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتی شگفت زده گفت: "مـن حـاضـرم تـمـام لـحـظـات عـمـرم را بـدهـم تـا بـتـوانـم مـثـل شـمـا بـنـوازم."

کرايسلر لبخندی به او زد و گفت: "اين دقيقاً همان کاری است که من در تمام طول عمرم کرده ام."

به نظر من روزی که کرايسلر برای نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزی را می ديد، اما احتمالاً انتظار نداشت که اين موفقيت خيلی آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.

"تـدريـج" همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگی حاصل جمع يا حاصل ضربی از موفقيت های کوچک و درس هايی است که از شکست های کوچک می آموزيم.

همان گونه که برای ساخته شدن يک ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يکديگر چيده شوند و طبيعتاً نمی توان تا قبل از طراحی نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فکر ساختن طبقه دوم بود، در زندگی يک انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شکل است. همان گونه که بهترين نقشه ساختمان اگر روی کاغذ باقی بماند اهميت چندانی پيدا نمی کند، بهترين فکرها نيز تا وقتی از "وجهه تئوريک" به "حالت عملی" مبدل نشوند ارزش چندانی نخواهند داشت.

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.

پس بهتر است با خود فکر کنيم که چگونه می توانيم در راستای اهدافمان اقدامات عملی انجام دهيم؟.

برای مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يک متخصص کامپيوتر است و تاکنون چيزی از کامپيوتر نمی دانيد اما امروز عصر از يک مرکز بزرگ کامپيوتر بازديد کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد.

اگر هدف شما قبولی در کنکور است و امروز صرفاً کتاب های مورد نيازتان برای مطالعه را خريداری کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چندانی نيز نداريد اما امروز ايده های اقتصادی را که به ذهنتان رسيده است در دفتری يادداشت کرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يک گام عملی به سوی موفقيت برداشته ايد. اما اگر نشسته ايد و تنها به اهـدافتان فـکـر می کنيد و به اين که چرا شرايط دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهدافتان برسيد، بايد گفت که شما در مرحله "تئوريک" متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملی و ملموس بزنيد. پس از جای خود بلند شويد و بيش از اين برای رسيدن به موفقيت های بزرگ، موقعيت های کوچک را از دست ندهيد.

راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد که گويی اين، هدف نهايی شماست و در عين حال هدف نهايی را که برای خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نکنيد که در زندگی ات:

"بزرگ فکر کن، اما هم اکنون از کوچک آغاز کن."

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم.

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.

برای رسيدن به مـوفـقـيـت های بـزرگ، مـوقـعـيت های کـوچـک را از دست ندهيد.

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.

Good luck!                          

Mohammad Askari

mahrayaneh@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/31ساعت 20:7  توسط کوئست‌نت نیوز مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin