در قرن بيست و یکم سازمانها دچار تغييرات زيادی شده اند، سازمانهای زيادی به تاريخ پيوسته اند که در این قرن اثری از آنها باقی نمانده. اما اجازه بدهيد که نگاهی بياندازيم به دو تفکر و روش مديريت که روش اول را ميتوانيم در سازمانهای قديمی و در هر حال سقوط مشاهد ه کنيم و روش دوم را در سازمانهای موفق و در حال صعود.
روش اول، مديريت به روش بوفالوها
بوفالوها حيوانات جالبی هستند، همگی وفادار به يک پيشرو و آنچه را که به آنها گفته ميشود، دقيقاً انجام ميدهند. آيا اين جالب نيست که لحظه ای به اين بيانديشيد که شما افرادی داريد که به شما وفا دارند، آيا وفاداری جالب نيست؟
بوفالوها بسيار بزرگ و عظيم الجثه هستند. وقتی آنها به منطقه ای کوچ ميکنند، تمامی منطقه را اشغال ميکنند. رئيس بوفالوها بودن بسيار خوشايند است هر چند با پاره ای از ناملايمات نيز همراه است. بوفالوها پرسش نميکنند آنها فقط دنباله روی ميکنند. کافی است بوفالوی جلودار را شناسائی نموده و به سمت پرتگاه هدايت کنند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تمامی گله در پی او حرکت خواهند کرد. بوفالوها تا زمانی که چيزی به آنها گفته نشده است، حرکتی نخواهند کرد. تا وقتی که به آنها گفته نشود که چکار بکنند، در گوشه ای می ايستند و انتظار ميکشند، آنها منتظر دستورات هستند.
اما کافی است قدری توجه کنند که با ايستادن در اطراف و منتظر ماندن برای دريافت دستورات رئيس، چه فرصتهائی را از دست داده اند. همانگونه که عاقبت بوفالوها قوطی کنسرو در قفسه فروشگاهها است، سرانجام سازمانهای بوفالوئی نيز قرارگرفتن در فهرست سازمانهای فراموش شده خواهد بود.
اما روش دوم، مديريت به روش غازها
غازها پرندگان کوچک و جالبی هستند. هر غازی ميداند که بايد همان جائی برود که مجموعه قصد رفتن به آنجا را دارد. از آن جا که غاز پيشرو به سبب وزش باد در مسير زودتر از ديگران خسته میشود به عقب گروه باز ميگردد و غاز ديگری از بخش ميانی مجموعه به جای او پرواز کرده و در راس سايرين قرار ميگيرد. اين بدان معناست که هر غازی دقيقاً ميداند که دسته غازها به کجا ميرود. هر غازی ميبايد آماده باشد تا در صورت ضرورت گام پيش نهاده و مسئوليت جلو دار بودن را بپذيرد. حقيقت اين است که غازها نسبت به وضعيت يکديگر حساس هستند.
اساساً از خصوصيات يک سازمان کارا اين است که اعضا نسبت به يکديگر متعهد باشند غازها به خوبـــی درک ميکنند که نسبت به سرنوشت يکديگر مسئولند.
اما اجازه بدهيد نگرشها و روشهايی که با استفاده از رفتار اين موجودات کوچک ميتوان در سازمانها به کار برد را بررسی کنيم:
-
نگرش اول: غازها در پائيز به شکل يکپارچه ای از محيط زيست خود کوچ ميکنند و علیرغم گرما در پائيز دسته پرندگان فرا رسيدن سرما را پيش بينی ميکنند.
يادگيری: ادامه بقا نيازمند توانائی پيش بينی نيازهای آينده است. نيازهايی که ميتوان به دو دسته کوتاه مدت و بلند مدت تقسيم کرد. تضمينی برای موفقيتی که سازمانمان يا خودمان در آن قرار داريم وجود ندارد، مگر با آماده بودن و پيش بينی آينده. غازها هرگز به آسودگی و راحتی امروز غره و قانع نمی شوند. -
نگرش دوم: غازها با پرواز به شکل V و از طريق همکاری متقابل حرکت ميکنند به طوری که نسبت پيشرفت مجموعه غازها به سمت مقصد میتواند ١٧١٪ بيش از حرکت فردی غازها باشد.
يادگيری: فرم پرواز به شکل V مفهوم هم گوش را به اثبات ميرساند. در واقع ما مسئول عملکرد خودمان هستيم و بايد پرواز را انتخاب کني . اما نبايد آن را تنها انتخاب کنيم. -
نگرش سوم: زمانی که يکی از پرندگان گروه بيمار يا زخمی ميشود، دو غاز برای حمايت و کمک رسانی به او از آرايش خارج ميشوند و تا هنگامی که مجدداً بتواند پرواز کند همراه او باقی ميمانند. هنگامی که آماده برای پيوستن به گروه شد آنها يک آرايش سه نفره را برای رسيدن به گروه در پيش ميگيرند.
يادگيری: کار تيمی يعنی اينکه هرگز اجازه ندهيد ديگر اعضای تيم شکست بخورند هر گروه يا دسته متشکل از انسانهای جايزالخطاست. بايد يک فرهنگ آموزش خلق کنيم جائی که بکارگيری از اشتباهات به عنوان فرصتی در جهت يادگيری باشد در چنين فرهنگی گروه سختی تجربه فردی را از بين ميبرد و آن را ميپذيرد.
تيم پرواز برای آرزوها (Fly For Wishes Team) با فلسفه پرواز غازها نامگذاری شده و به سوی اهداف تعيين شده در حال پرواز است.
گرد آوری و ترجمه: مسعود عوضخانی
منبع: Fly For Wishes Team