بازاريابان برای افزايش احتمال پذيرش پيام برنامههای ترويجی, سوالاتی را مطرح ميکنند: چه کسی بايد پيامها را دريافت کند؟ محتوای پيامها چه بايد باشد؟ چگونه بايد پيامها را منتقل کنيم؟ سوالی که بهندرت مطرح میشود اين است که «چه زمانی» بايد پيامها را منتقل کنيم؟
اين اصلاً خوب نيست, چون در بازاريابی بحث «زمانبندی» مهمترين متغير است. در عمل, در رابطه مشتری با کسبوکار لحظاتی وجود دارند که مشتری مايل است با کسبوکار تماس بگيرد, زيرا چيزی عوض شده است. اگر شرکت با او از طريق يک پيام مناسب, در يک قالب مناسب و در يک زمان مناسب تماس بگيرد, امکان يک پذيرش گرم از طرف مشتری را پيدا میکند.
سوال «چه زمانی» میتواند توسط يک مدل جديد کامپيوترپايه موسوم به بازاريابی محاورهای پاسخ داده شود. در حال حاضر اين نوع بازاريابی در بالاترين پله نردبان تکامل بازاريابی قرار دارد, نردبانی که اولين پايه آن, بازاريابی مبتنی بر بانک اطلاعاتی است و پايههای بعدی آن بهترتيب, بازاريابی رابطهای و بازاريابی تکبهتک هستند. مزيت اصلی اين روش نسبت به روشهای قديمیتر, تعاملیبودن کامل, بهرهگيری از مجاری ارتباطی متعدد و «هوشمندی نسبت به ارتباط» است. مفهوم اخير بدان معناست که بیوقفه هر گونه جزئيات تعامل مشتری با کسبوکار را زير نظر میگيرد. در نتيجه, بازاريابی محاورهای به همه گذارها در اين رابطه و در زمانی که مشتری نيازمند توجه است, پاسخ میدهد.
تبديل يك راهبرد سنتی بازاريابی به برنامه بازاريابی محاورهای, مسئلهای معقول است. شروع کار با شناسايی ارتباطات گروهی است که با مشتری انجام میشود و سپس, پرسيدن اين سوال که چه رويدادی میتواند اين ارتباطات را «بههنگامتر» سازد. به هر پيام، سوال يا درخواست پاسخی ضميمه کرده و برای هر جواب احتمالی هم پاسخی مخصوص در نظر گيريد. در نهايت، يک سلسله فراخوان برای اقدام برای مواقع بدونپاسخ ماندن سوال از مشتری در نظر گيريد. با گسترش بازاريابی محاورهای, میتوان انتظار داشت اين رويکرد جای پای محكمتری در اقدامات بازاريابی شركتها بيابد.
گرد آوری و ترجمه: مسعود عوض خانی
منابع: Fly For Wishes Team
